رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

مادرم

1391/8/25 23:42
نویسنده : رومینا
294 بازدید
اشتراک گذاری

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد. 

مادر که در حال آشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.

 
او نوشته بود: صورتحساب !!!

کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان 

مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان

نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان 

بیرون بردن زباله 1000 تومان

جمع بدهی شما به من: 12.000 تومان! 

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت: 

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ

بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ 

بابت غذا، نظافت تو، اسباب بازی هایت هیچ 

و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که: هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت: مامان ... دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورت حساب نوشت: قبلاً به طور کامل پرداخت شده !!! 

نتیجه گیری منطقی: جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!! مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره : جمع بدهی میشه 11.000 تومان نه 12.000 تومان !!! 

درود بر همه ی مادرا ! از همین جا دست همه ی مادرای مهربونو میبوسم !
 
 
 
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان ساتیار
26 آبان 91 8:38
چه مطالب قشنگی میذاری


مرسی مامانی شما خودتون خوش سلیقه هستید
مامان ساتیار
26 آبان 91 8:45
امروز صبح یه قالب ویژه ی ماه محرم گذاشتم.. به وبلاگ سر زدم دیدم چه دلگیر شده, زود عوضش کردم و یکی از قالب های آماده رو گذاشتم.. که شد مثل قالب شما.. حالا که بیشتر دقت میکنم میبینم که چقد خوش سلیقه ای عزیزم..
مامان آریا
27 آبان 91 11:46
*السلام علیک یاابا عبدالله الحسین(ع)* فرارسیدن ایام محرم تسلیت باد